شيخ حسين انصاريان

86

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

خوشى در آن آرميده‌اند و آن چنان دوزخ را باور دارند چنان كه پندارى در آن به ساليان دراز معذّب بوده و شكنجه ديده‌اند . قلوبشان به فراق محبوب اندوهناك ، تمام خلق عالم از آزارشان درامان ، تن آنان از شدّت كوشش در عبادت و خدمات به خلق لاغر و جانشان به عفّت آراسته ، چند روز كوتاهى رنج اطاعت برده تا از پى آن آسايش طولانى يابند . اين احوال براى آنان تجارتى است سودمند كه حضرت ربّ العزّه براى اين گروه مقرّر فرموده . چون دنيا به آن‌ها روى كند ، آنان از او روىگردانند و چون به اسارت و دامشان افكند ، با جانبازى در راه معشوق خود را نجات دهند . به وقتى كه شب درآيد به قيام در پيشگاه حضرت او بايستند و آيات كتاب حق را با انديشه و تأمّل تلاوت كنند . شب آمد شب رفيق دردمندان * شب آمد شب حريف مستمندان شب آمد شب كه نالد عاشق زار * گهى از دست دل گاهى زدلدار شب آمد شب كه گردد محفل من * سيه چون زلف دلبر يا دل من شب است آشوب رندان نظر باز * شب است آهنگ بزم عشق دمساز شب است انجم فروز كاخ نُه طاق * شب است آتش زن دل‌هاى مشتاق شب از فرياد مرغ حق شود مست * به تار طرّهء جانان زند دست شب است اخترشناسان را دل‌افروز * شب است آتش به جانان را جگرسوز شب آمد عرصهء گيتى كند تنگ * به فرياد آورد مرغ شباهنگ به شب مردان كه در ره تيزگامند * به سان شمع سوزان در قيامند به شب مرغان حق را سوز و ساز است * به خاك عشق شب روى نياز است شب آن معراجى عرش آشيانه * فسبحان الّذى اسرى ترانه فراز بارگاه عرش بنشست * زجام لى مع اللّه گشت سرمست